آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 11 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

مسافرت

هفته قبل من و آبتین و مادرجون رفتیم خونه مادرجون من اراک. این اولین سفر با اتوبوس آبتین بودو آبتین هم کلی از اتوبوس سواری خوشش اومد. موقع برگشتن هم از خود شهر اراک تا خرم آباد خواب بود اراک هم که خیلی به آبتین خوش گذشت مخصوصا اینکه دایی جون هم اونجا بود دایی جون آبتین رو شهربازی طوفان هم برد و اینم پارک نزدیک خونه مادرجون من آبتین از پارک گل چیده یکی داده به من میگه هر کی به مادرجون خودش گل بده . بعد گل خودشو برده داده به مادرجونش   ...
31 فروردين 1393

پارک بهشت

من و مادرجون و آبتین با هم رفتیم پارک بهشت و آبتین هم کلی دوچرخه سواری کرد و به مرغابی ها هم غذا داد. البته ماهی قرمزها هم بی نصیب نموندن ...
25 فروردين 1393

هنرمند مامان

اینم اثر هنری نقاش کوچولوی مامان و اینم دست خط پسری که مادرجون براش سرمشق گرفته ...
25 فروردين 1393

15 به در

به تلافی اینکه سیزده به در هوا سرد بود و بیرون نرفتیم جمعه همگی رفتیم به دشت و دمن. البته وقتی داشتیم با هم مشورت می کردیم که کجا بریم آبتین پیشنهاد داد بریم همونجایی که من آب بازی کردیم و چون حق تقدم با آبتین هست رفتیم هنام. هوا خیلی عالی بود و خیلیییی خوش گذشت جوجه کباب، حلیم بادممجون ، سیب زمینی کبابی و کلی مخلفات دیگه . واقعا عالی بود دست باباجون و مادرجون درد نکنه و آبتین کلی با باباجون ، بادبادک بازی هم کرد   اینم بعد از خوردن کلی سیب زمینی کبابی. آخه آبتین خیلی دوست داره و هر وقت می خوایم بریم بیرون به باباجون سفارش میده که سیب زمینی بیاره ...
20 فروردين 1393